توضیحات محصول

تحلیل رابطه آموزش و پرورش و توسعه ‏ی اقتصادی در ایران

(با رویکر جامعه شناسی آموزش و پرورش)

چکیده:
نظام آموزش و پرورش کشور ایران با توسعه و گسترشی که در زمینه‏های مختلف کسب نموده‏است، نمی‏تواند از مطالعات اقتصادی بی‏نیاز باشد؛ بلکه در شرایط کنونی پس از انقلاب اسلامی اهمیت بیشتری یافته است، با توجه به جنبه‏های اقتصادی تعلیم و تربیت و تأمین نیروهای انسانی ماهر و متخصص مورد نیاز جامعه اهمیت و ضرورت بیشتری یافته است. از این‏رو به لحاظ اهمیت تحقیق در این پژوهش سعی خواهد شد تا با رویکرد نظری و با استفاده از رویکرد جامعه‏ شناسی رابطه آموزش و پرورش و توسعه اقتصادی را در ایران طی سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۰ براساس دسترسی به حداکثر اطلاعات موجود مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور در این پژوهش به ‏منظور تجزیه و تحلیل کمی اثر آموزش و پرورش بر توسعه اقتصادی با بکارگیری روش حداقل مربعات معمولی، از متغیرهایی نظیر، تولید ناخالص داخلی، تعداد سالهای آموزش استفاده شده ‏است. براساس نتایج برآورد فرضیه‏ی تحقیق، سطح سواد رابطه مثبتی با توسعه اقتصادی دارد. ضریب این شاخص ۰.۲۲ و p-value نیز ۰.۰۵ می‌باشد که معنی‌داری متغیر را تایید می‏نماید. متغیر رشد اقتصادی وسالهای آموزش اثر مثبت و معنی‌داری بر توسعه اقتصادی دارد و مقدار ضریب سالهای تحصیل برابر با ۰.۴۱و p-value آن ۰.۰۳۵ بوده که نشانگر معنی‏داری آن می‏باشد. لذا نتایج پژوهش حاضر نشان می‏دهد که فرضیه‏ی تحقیق مبنی بر اثر گذاری پیشرفت آموزش و پرورش بر توسعه اقتصادی در ایران را نمی‏توان رد نمود.

همراه با فایل های نرم افزار SPSS

مقدمه :
بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت و ترقی و توسعه در جوامع پیشرفته نشان می دهد که همه ی این کشورها از آموزش و پرورش توانمند و کارآمد برخوردار هستند. تبلور آموزش و پرورش در تربیت نیروهای انسانی متعهد، دانشمند، متخصص و ماهر است. در دنیای امروز که علم و تکنولوژی با رشد و گسترش وسیع و جهان شمول به عنوان عامل مهم و اساسی در فرایند رشد و توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری به حساب می آیند، نهادها و نظام های آموزش و پرورش نقش بس عظیم و پراهمیّتّی را به دست آورده اند. عنایت و توجه روزافزون به نوع و گسترش آموزش ضرورتی انکار ناپذیر است که ناشی از آهنگ سریع تغییرات در عرصه های مختلف فعالیت های اقتصادی، اجتماعی جوامع می باشد.  پرفسور رامش وزیر اسادمیرا (۱۳۶۹) در تعریف توسعه می گوید؛ ” توسعه دستیابی فزاینده انسان به ارزش های فرهنگی خود است”. فردریک هاربیسون، به نقل از آل ابراهیم (۱۳۸۰)، به حداقل رساندن بیکاری، به حداکثر رساندن سطح فرهنگ و دانش آموزش و پرورش، بهداشت بهتر، محدود کردن رشد جمعیت و اصلاح محیط زیست را از اهداف توسعه ی ملی بر شمرده است.  آنچه مسلم است ترقی و پیشرفت های علمی و تکنولوژی در دنیای امروز و سرعت تغییرات و دگرگونی در اسلوب و روش های علمی و تکنولوژی بسیار سریع و حیرت انگیز است و غفلت و عدم توجه کافی به آموزشهای لازم و مناسب و غفلت از هماهنگی و تطابق سطح کیفی و کمی و نیروی انسانی با سطح رشد علمی و فنی از هر جامعه ای نهایتاً تنگناها و مشکلات عدیده ای را فرا راه رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی جامعه ایجاد خواهد نمود. لذا بنابر ضرورت موضوع این تحقیق در پنج فصل تنظیم شده است: فصل اول، به کلیات تحقیق اختصاص خواهد یافت. سپس با جمع‏آوری مبانی نظری مربوط و مروری بر ادبیات و تحقیقات تجربی فصل دوم این مطالعه تکمیل می‏گردد. در فصل سوم و چهارم این مطالعه برای بررسی و آزمون فرضیه‏ی اصلی تحقیق نخست به جمع‏آوری و سازماندهی و تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته و سپس با استفاده از داده‏ها فرضیه‏ی تحقیق مورد آزمون قرار می‏گیرد. در فصل پنجم به نتیجه‏گیری و طرح پیشنهادات اختصاص داشته و در انتها این تحقیق با کتابنامه و ذکر منابع فارسی و خارجی پایان می پذیرد.

 بیان مسأله :
هدف توسعه، بهبود است. کاربرد مفهوم توسعه در مورد کشور، جامعه یا انسان نیز در چارچوب دو جنبه اساسی رشد و توسعه مطرح است. توسعه یک فرآیند خودجوش و خودکار نیست بلکه فرایند سازمان یافته و برنامه‏ریزی شده‏ای می‏باشد. در این مسیر تمامی صاحبنظران حوزه‏ی اقتصادی و اجتماعی به نقش و جایگاه مهم و ارزشمند منابع انسانی به عنوان مهم‏ترین عنصر موفقیت دستیابی به اهداف توسعه تأکید می‏ورزند. تأمین سرمایه انسانی مستلزم انجام فعالیت‏های آموزشی است، بنابراین انجام هرگونه سرمایه‏گذاری آموزشی، سرمایه‏گذاری برای تأمین سرمایه انسانی و شرایط بهبود کیفیت این سرمایه ها را فراهم می‏آورد. در این بین آموزش و پرورش جریان و فراگرد تدریجی، تغییرات فرهنگی، اجتماعی و توسعه ی ملی است. انتقال دست‏رنج و کوشش هر نسل به نسل دیگر از راه آموزش و پرورش انجام شده و به معنی اقتصادی کلمه، یک نوع سرمایه‏گذاری به شمار می‏رود زیرا منجر به پیدایی دارایی و خدمات برای افزایش بازده فعالیت انسان می‏گردد. سرمایه انسانی در واقع کلید رشد و توسعه در هر جامعه‏ای می باشد. البته چنین نیروی انسانی زمانی تأمین خواهد گردید که سرمایه‏گذاری های مناسب در زمینه های مختلف آموزشی صورت پذیرد.
تنها از طریق آموزش است که می‏توان توانایی‏ها و مهارت‏های لازم را به نیروی کار منتقل نمود و موجب افزایش قدرت تولید جامعه و نیز بازدهی کار افراد گردید.
از این‏رو شاید بتوان به جرأت عنوان نمود که پیشرفت و ترقی بشر به آموزش و پرورش صحیح بستگی تمام و کمال دارد زیرا تعلیم و تربیتی صحیح است که حس تفاهم را بین افراد پرورش می دهد. دور کیم می‏نویسد؛ «آموزش و پرورش هرچند که منحصراً فرد و علائق وی را در بر می‏گیرد، لیکن قبل از همه چیز، وسیله‏ی نوسازی مدام وضع خود جامعه است». تغییر در آموزش و پرورش یعنی انجام دادن کارها و برنامه ها و روندها به گونه ی متفاوت و با توجه به گستردگی و تنوعی که در ساختار اجتماعی جامعه وجود دارد. برنامه ریزی و فناوری و نوآوری راه ها، روش‏ها و عناصر جدیدی هستند که در تغییرات و بهبود کارها و مطلوبیت آنها مؤثر واقع می شود. آموزش و پرورش باید در میان تغییرات و نوآوری ها اثبات و ایستایی ابزار تعادلی باشد . نظام آموزش و پرورش کشور ایران با توسعه و گسترشی که در زمینه‏های مختلف کسب نوده‏است، نمی‏تواند از مطالعات اقتصادی بی‏نیاز باشد؛ بلکه در شرایط کنونی پس از انقلاب اسلامی اهمیت بیشتری یافته است، با توجه به جنبه‏های اقتصادی تعلیم و تربیت و تأمین نیروهای انسانی ماهر و متخصص مورد نیاز جامعه اهمیت و ضرورت بیشتری یافته است. از این‏رو به لحاظ اهمیت تحقیق در این پژوهش سعی خواهد شد تا با رویکرد نظری و با استفاده از رویکرد جامعه‏شناسی و همچنین تجزیه و تحلیل عملکرد چندساله آموزش و پرورش در ایران، رابطه آموزش و پرورش و توسعه اقتصادی را در ایران مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش به‏منظور تجزیه و تحلیل کمی اثر آموزش و پرورش بر توسعه اقتصادی با بکارگیری روش حداقل مربعات معمولی، از متغیرهایی نظیر ، تولید ناخالص داخلی، و سالهای آموزش استفاده شده‏است.

اهمیت و ضرورت تحقیق :
آموزش و پرورش نه تنها می تواند در رشد اخلاقی، رفتاری و حتی جسمانی افراد مؤثر باشد، بلکه وسیله‏ای در جهت رفع نیازهای حقیقی و مصالح اجتماعی به شمار می‏آید یعنی نقش آموزش و پرورش نه تنها در عینیت بخشیدن به زندگی مادی و معنوی فرد متوقف و محدود نمی شود بلکه تمام شؤون اجتماعی او را در بر می گیردو عامل رشد و تحول اساسی جامعه می‏گردد. رشد اقتصادی در هر جامعه تا حدودی بستگی به میزان تحول در رفتار فردی دارد چرا که انسان مهم ترین عامل در فرآیند تولید است، زیرا که از یک طرف قدرت مدیریت و تخصیص منابع را در اختیار دارد و از طرف دیگر با نیروی کار خود تصمیم های اتخاذ شده را جامه ی عمل می پوشاند. بدین ترتیب تحولات فردی و اجتماعی برای نیل به رشد اقتصادی، حیاتی می باشد.اما ﻏﻔﻠﺖ و ﻋﺪم ﺗﻮﺟﻪ ﮐﺎﻓﯽ ﺑﻪ آﻣﻮزش‏ﻫﺎی ﻻزم و ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻏﻔﻠﺖ از ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ و ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺳﻄﺢ ﮐﯿﻔﯽ و ﮐﻤﯽ و ﻧﯿﺮوی‏اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺳﻄﺢ رﺷﺪ ﻋﻠﻤﯽ و ﻓﻨﯽ ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪای، ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ﺗﻨﮕﻨﺎﻫﺎ و ﻣﺸﮑﻼت ﻋﺪﯾﺪهای را ﻓﺮا راه رﺷﺪ و ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ اﯾﺠﺎد ﺧﻮاﻫﺪ ﻧﻤﻮد(ﺳﺮﯾﻊ اﻟﻘﻠﻢ،۱۳۷۵). در حقیقت آنچه از مروری بر مبانی نظری موضوع بر می‏آید آن‏است که آﻣﻮزش و ﭘﺮورش ﭘﺪﻳﺪه‏ای ﻋﺎم و در ﻋﻴﻦ ﺣﺎل ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮد اﺳﺖ؛ ﻋﺎم از آن روی ﻛﻪ ﻳﻜﻲ از ﭘﺎﻳﻪﻫﺎی اﺳﺎﺳﻲ ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲدﻫﺪ و ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺪون آن ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧـﺪ ﺑـﻪ ﺣﻴﺎت ﺧﻮد اداﻣﻪ دﻫﺪ و ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮد از آن ﺟﻬﺖ ﻛﻪ در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ اﺑﻌﺎدش، ﺣﺎﺻﻞ ﻳﻚ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﻴﻦ اﺳﺖ. با بهبود کیفیت آموزش نیروی انسانی، این سوال مهم به نظر می‏رسد که، آیا تداوم این روند می‏تواند توسعه اقتصادی پایدار را فراهم نماید؟ زیرا متأسفانه در همه‏ی موارد علی‏رغم تلاش برای از میان بردن مشکلات ناشی از کمبود پس‌انداز و سرمایه در زمینه توانمندسازی نیروی انسانی، سهم آموزش و پرورش از توسعه اقتصادی چندان رضایت بخش نبوده‏است. بنا بر ضرورت موضوع در این پژوهش سعی خواهد شد تا رابطه آموزش و پرورسش و توسعه اقتصادی مورد بررسی قرار گیرد. بدین‏منظور عوامل مؤثر بر توسعه اقتصادی در ایران طی فاصله‏ی زمانی ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۰ با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی (OLS) با استفاده از متغیرهای کمی نظیر تولید ناخالص داخلی سرانه و میانگین سالهای تحصیل بررسی گردیده‏است.

قلمرو تحقیق :
در این پژوهش، رابطه آموزش و پرورش و توسعه اقتصادی در ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت. حدود زمانی این مطالعه دوره زمانی ۱۳۵۷-۱۳۹۰ بر اساس حداکثر اطلاعات موجود می باشد. آمار به‏کار رفته در این پژوهش با جمع آوری به صورت کتابخانه‏ای و استفاده از داده های منتشر شده‏ی سایت‏های اطلاعاتی و مرکز آمار ایران بوده‏است. و روش آزمون فرضیه‏ی تحقیق تکنیک حداقل مربعات معمولی بوده و از نرم‏افزار Eviews 6 برای آزمون فرضیه تحقیق استفاده شده‏است.

اهداف تحقیق :
هدف پژوهش حاضربررسی رابطه آموزش و پرورش و توسعه‏ی اقتصادی در ایران (با رویکر جامعه شناسی آموزش و پرورش) می‏باشد. لذا سعی خواهد شد تا با رویکرد نظری و با استفاده از رویکرد جامعه‏شناسی و همچنین تجزیه و تحلیل عملکرد چندساله آموزش و پرورش در ایران، رابطه آموزش و پرورش و توسعه اقتصادی را در ایران مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش به‏منظور تجزیه و تحلیل کمی اثر آموزش و پرورش بر توسعه اقتصادی با بکارگیری روش حداقل مربعات معمولی، از متغیرهایی نظیر، تولید ناخالص داخلی، و سالهای آموزش استفاده شده‏است.

سؤال های تحقیق:
هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه آموزش و پرورش و توسعه اقتصادی در ایران (با رویکرد جامعه شناسانه) می‏باشد. به این منظور مهمترین سوال تحقیق حاضر عبارت است از:
– آیا پیشرفت آموزش و پرورش بر توسعه اقتصادی درایران اثر مثبت دارد؟
– آیا سطح سواد جامعه با تولیدناخالص داخلی در ایران رابطه دارد؟
– آیا تعداد سالهای تحصیلی افراد جامعه با تولیدناخالص داخلی در ایران رابطه دارد؟

فرضیه‏‏ تحقیق :
فرضیه ما که پاسخ نظری به سئوال فوق است براساس نظریه های اجتماعی که متعاقباً مطرح می شود بیانگر جواب مثبت به سئوال فوق است. به عبارت دیگر فرضیه تحقیق عبارت است از:
– آموزش و پرورش بر توسعه اقتصادی درایران اثر مثبت دارد.
– سطح سواد جامعه با تولیدناخالص داخلی در ایران رابطه دارد.
– تعداد سالهای تحصیلی افراد جامعه با تولیدناخالص داخلی در ایران رابطه دارد؟

روش انجام تحقیق :
در این پژوهش محقق ضمن بررسی ادبیات موضوع در زمینه جامعه‏شناسی آموزش و پرورش، این مطالعه یک مطالعه بنیادی است که در آن از آمارهای مرکز آمار ایران که به عنوان منبع آماری و مستندترین سرشماری کشور می‏باشد استفاده شده‏است.
روش تحقیق این پژوهش شامل روش اسنادی است:
جمع آوری داده‏ های مهم مؤثر به صورت کتابخانه ‏ای و استفاده از داده‏ های منتشر شده‏ ی سایت‏های اطلاعاتی.
به عبارت دیگر روش پژوهش حاضر روش اسنادی است.

توسعه اقتصادی
 

فهرست مطالب :

فصل اول :
مقدمه
بیان مسئله
حدود تحقیق
سؤال‏ها و فرضیه‏های تحقیق
اهداف تحقیق
روش انجام تحقیق
محدودیت‏ها و موانع تحقیق
ساختار نگارش تحقیق

فصل دوم:
مقدمه
مروری بر مبانی نظری تحقیق
مروری بر مطالعات تجربی
مطالعات انجام شده در داخل کشور
مطالعات انجام شده در خارج کشور
جمع‏بندی مطالعات انجام شده

فصل سوم:
مقدمه
جمع‌بندی

فصل چهارم:
مقدمه
یافته های توصیفی
یافته های استنباطی مربوط به فرضیه ها

فصل پنجم:
نتیجه گیری
مقایسه داده‏ های پژوهش حاضر با تحقیقات گذشته
پیشنهادات
منابع

 

شما باید برای گذاشتن بازبینی وارد شوید